پذیرش بی قید و شرط خودتان

خودتان را دوست بدارید...

آیا توانسته‌اید چیزهایی را در کنار خودتان بپذیرید، در همین شرایطی که هستید، بدون این‌که نیاز به ایجاد تغییر در آن چیزها را احساس کنید؟

بیشتر ما انسان‌ها دوست‌داشتن همسر، فرزندان و پدر و مادرمان را بدون هیچ‌گونه قید و شرطی پذیرفته‌ایم، وحتی ممکن است برای پذیرش بی چون و چرای عشق و یا افکار نیمه‌تمام هم تلاش و تمرین کنیم.

اما آیا برای دوست‌داشتن بی قید و شرط خودمان هم تلاشی کرده‌ایم؟ کمی فکر کنید آیا چنین کارهایی را تجربه کرده‌اید:

  • انتقاد‌کردن از بدن و وضعیت جسمی خود
  • احساس این مسئله که باید در بعضی چیزها پیشرفتی به‌وجود بیاورید
  • احساس‌گناه در ارتباط با کارهایی که انجام داده‌اید
  • احساس بی‌نظمی، تنبلی و ناراحتی درباره‌ی خودتان
  • این‌که به اندازه‌ی کافی خوب نیستید
  • ترس از حرکت به‌سوی شکست، فقط به این دلیل که برای این‌کار خوب و مناسب نبوده‌اید
  • دید بد نسبت به خودتان، این‌که خوب به نظر نمی‌آیید
  • احساس بد درباره‌ی خرابکاری و اشتباه کردن

در بیشتر ما انسان‌ها، احساسی نهفته وجود دارد که به اندازه‌ی کافی خوب نبودن را به ما القا کرده و فکر و ذهن مارا به سمت خواهان بهتر بودن و بهترین را از هرچیزی داشتن سوق می‌دهد. شاید این به معنای فکر‌کردن به میزان و مقداری زیاد نباشد، اما وجود دارد. در پس‌زمینه‌ی ذهن همه‌ی ما.

bp.blogspot.com
bp.blogspot.com

اگر پذیرش بی‌قید و شرطی از خودمان داشته باشیم، تبدیل به چه شخصی خواهیم شد؟ چه می‌شود اگر طرز فکرمان را به سمت خوب به نظر رسیدن خودمان، جسممان، افکارمان، احساساتمان و فعالیت‌هایمان تغییر دهیم؟ طوری‌که توان گفتن این جملات را داشته باشیم: «تو کاملاً خوب و بی‌عیب و نقص هستی.»

این تجربه‌ی متفاوت چگونه تجربه‌ای خواهد بود؟ می‌توانید هرچیزی را در ارتباط با خودتان بپذیرید؟ آن‌گونه که هستید، بدون این‌که برای تغییر آن‌ها احساس نیاز کنید.

البته می‌دانم که بیشتر آدم‌ها بلافاصله چه جوابی به این سوالات خواهند داد: «چه چیزی باخواهان پیشرفت بودن در تضاد است، با این موضوع که هرچیزی نیاز به پیشرفت دارد؟ این‌که احساس بدی در ارتباط باخودمان نداشته باشیم انگیزه‌ای برای تغییر‌کردن ما خواهد بود؟»

بله، این موضوع می‌تواند ایجاد انگیزه کند. اما احساس بد درمورد خودتان می‌تواند همانند مانعی بزرگ برای شما عمل کند: برای مثال بیشتر کسانی که احساس چاقی می‌کنند بیشتر به خوردن مواد نا سالم و ورزش نکردن علاقه نشان می‌دهند. چرا؟ به این دلیل که همیشه خود را چاق می‌بینند. آن‌ها احساس بدی نسبت به خودشان دارند و برای این‌که خودرا به راحتی و آرامش برسانند از این احساس بد به خوردن غذا، نوشیدن مشروبات الکلی، کشیدن سیگار، تماشاکردن تلویزیون و گشت و گذار در اینترنت پناه می‌برند.

speakenglishcenter.com
speakenglishcenter.com

اما چه می‌شود اگر به‌جای این چیز‌ها، خودتان را دوست داشته باشید، بدن چاق و هرچیز دیگر آن‌را؟ چه می‌شود اگر تنبلی و همه‌ی چیز‌هایی را که به دنبال خود می‌آورد را دوست داشته باشید؟ چه می‌شود اگر کمی نقص در زیبایی، ضعف در مهارت و کوتاهی در مهربانی‌کردن خود را دوست داشته باشید؟

پس از این اتفاقات خوب، چنین شخصی بیشتر به انجام فعالیت‌ها و کارهایی که دوست دارد علاقه نشان می‌دهد. کارهایی نظیر رفتن به کلاس‌های مدیتیشن یا یوگا، قدم‌زدن با دوست خود بعد از یک روز کاری، خوردن مواد غذایی سالم و خوشمزه‌ای مثل سبزیجات و میوه‌های مختلف و نوشیدن چای سبز و … . هرکاری که دوست دارد.

پذیرش به معنای سکون و ایستابودن نیست، شما تغییر خواهیدکرد و مهم نیست که آن چه تغییریست. نمی‌توانید از تغییر کردن خودداری کنید. اگر سؤالی شبیه به این جلوی شما قرار بگیرد چه پاسخی به آن خواهید داد و رأی شما چه خواهد بود: ترجیح می‌دهید منشأ این تغییرات قبول‌کردن و دوست‌داشتن باشد یا از دوست‌نداشتن و نارضایتی سرچشمه بگیرد؟ من‌که به تغییرات حاصل از دوست‌داشتن بی ‌قید و شرط رأی خواهم داد.

ksr-ugc.imgix.net
ksr-ugc.imgix.net

سخن مترجم:

به نظر من هر انسانی باید برای آن زندگی‌ ایده‌آلی که خواهانش است تلاش کرده و بداند هیچ‌کس به اندازه‌ی خودش نمی‌تواند بر احساسات، رفتارها و در کل بر زندگی خودش تأثیرگذار باشد.

بدون نظر

نظر دادن