تقدیر: مونا برزویی

تقدیر بی‌تقصیر نیست...

درباره نویسنده

مونا برزویی ترانه‌سرای ایرانی است که از سن ۱۴ سالگی ترانه‌سرایی را آغاز کرده است. ترانه‌های او ساده، عاشقانه، و تجلی احساس و درونیات وی است. او تا قبل از انتشار مجموعه تقدیر به علت مشکلات لغو مجوز کاری از نام مادرش «نسترن شیرمحمدی» در آلبوم‌های موسیقی استفاده می‌کرد. دکتر افشین یداللهی از ترانه‌سرایان بنام ایران درباره مونا برزویی می‌گوید: «مونا برزویی یک شکارچی زن است که در شکارگاه زندگی، لحظه‌ها و حس‌ها را شیوه خودش می‌یابد، شکار می‌کند و به ترانه می‌آورد، تنها و بی‌سر و صدا می‌رود و باز می‌گردد، نه قبیله‌ای را دنبال خود راه می‌اندازد، نه با کوس و دهل همه را خبر می‌کند. چون غریزی شعر می‌گوید کارهای زمزمه شده بسیاری دارد و حتی اگر گاهی روی کاغذ تمام قابلیت متنش بروز نکند، بعد از اجرای مناسب متوجه تاثیرگذاری لحظه‌ها و حس‌های شکار شده توسط او می‌شویم.»

درباره کتاب

«تقدیر» به عنوان اولین مجموعه ترانه‌های مونا برزویی از سوی انتشارات نگاه منتشر شد. مونا برزویی در این مجموعه علاوه بر ترانه‌هایی که توسط خوانندگان مختلف اجرا شده، ترانه‌های اجرا نشده را هم گردآوری کرده است. او درباره انتشار مجموعه ترانه‌هایش می‌گوید: «در طول این سال‌ها هیچ وقت به فکر انتشار ترانه‌هایم در قالب کتاب نبودم، اما وقتی انتشارات نگاه از من خواست تا مجموعه ترانه‌هایم را منتشر کنم این موضوع را پذیرفتم و تصمیم به گردآوری آثار گرفتم.»

مونا برزویی تا قبل از انتشار این مجموعه بیشتر به‌واسطه همکاری با خوانندگان مشهوری همچون مهدی یراحی، احسان خواجه امیری، سعید مدرس، علی لهراسبی و… برای مخاطبان شناخته شده بود. بسیاری از ترانه‌های او تبدیل به آهنگای معروفی شده که از آن جمله می‌توان به ترانه‌های زیر اشاره کرد: امپراطور، سال درد (مهدی یراحی) راه شمالی و راهرو (علی لهراسبی)، عکس تو (سعید مدرس)، خوشبختی(احسان خواجه امیری)، تقدیر، طرفدار، حالم عوض میشه، اسمم داره یادم میره، بی اعتمادم کن.

از اشعار کتاب

باید تو رو پیدا کنم          شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کَندی ولی     تقدیر بی‌تقصیر نیست

با این که بی‌تاب منی       بازم منو خط می‌زنی

باید تو رو پیدا کنم          تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من    می‌تونه آرومت کنه

اون لحظه‌های آخر از       رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد    این کوچه‌های بی‌عبور

وقتی به من فکر می‌کنی   حس می‌کنم از راه دور

آخر یه شب این گریه‌ها    سوی چشامو می‌بَره

عطرت داره از پیرهنی      که جا گذاشتی می‌پَره

باید تو رو پیدا کنم          هر روز تنهاتر نشی

راضی به با من بودنت       حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه        پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو         احساسمو باور کنی

بدون نظر

نظر دادن